دکترانی که باید بروند دکتر

مجله علمی نیچر که چندی پیش دزدی بودن چند مقاله چاپ شده به نام کامران دانشجو و حمید بهبهانی در این مجله را فاش کرده بود، بار دیگر اعلام کرد مقالات دیگری از این دو نفر پیدا نموده که از روی مقالات دیگر کپی برداری شده است.
در دانشگاه استادان زیادی دیده ام که نتایج پروژه ها و پایان نامه های دانشجویان را به نام خود در سمینارهای علمی ارائه می دهند و حتی نامی از پژوهشگران واقعی نمی برند اما باید بگویم این دو دیگر روی سنگ پای قزوین را هم کم کرده اند. با مقالاتی که از خودشان نبوده سالها پز داده اند و بادی هم در غبغب انداخته و به خیالشان واقعا محقق برتر هستند.
کامران دانشجو که رسما نتایج انتخابات 22 خرداد را عوض کرد و در دزد بودن آن شکی نیست، آخر هم نفهمیدیم مدرکش را از کجا گرفته. بهبهانی که ته دودره بازهاست، پروژه های نا تمام را طوری افتتاح می کند که بیا و ببین.
درباره آن یکی خدابیامرز هم که چه عرض کنم. کردان را می گویم. حالا که مرده نمی خواهم پشت سرش حرف بزنم ولی آنقدر با اعتماد بنفس دروغ می گفت و خود را دکتر می نامید که روی چوپان دروغگو را هم کم کرده بود. بعد از مرگش هم تا مدتها باید با آیه و قسم حضرت عباس خبر مردنش را می دادند تا مردم باورشان شود. من که هنوز باور نکرده ام مرده باشد!

شعار جدید ذوب شدگان در ولایت خ.ر

در پی گردهمایی شکل گرفته به منظور معرفی دیکتاتور سال از بین یازده نامزد دریافت این عنوان، سید علی خامنه ای، آن مقام معزم برتری، با کسب بیشترین رای به دریافت این مقام مفتخر شد. ایشان پیش از برگزاری این انتخابات طی مصاحبه ای اعلام نموده بود که رئیس جمهور زیمباوه پیروز قطعی این انتخابات می باشد. اما پس از پایان رای گیری سید علی خامنه ای بعنوان دیکتاتور سال برگزیده شد. وی طی یک گزارش تفضیلی به بیان دلایل انجام تقلب در این انتخابات پرداخت و رئیس جمهور زیمباوه را به مهندسی آرا متهم نموده و مسئولیت هرگونه حادثه ای را بر عهده او دانست.
سپس آن مقام معزم از تمامی ذوب شدگان در ولایتش خواست اعتراض خود را به نتیجه این انتخابات اعلام کنند. در همین راستا قرار شده است از این پس برادران و خواهران بسیجی با سردادن شعار "دیکتاتور آزاده، آماده ایم آماده" هر محفل و مراسمی را به تریبونی برای بیان خواسته های خود از جامعه جهانی تبدیل کنند.

در پوست شیر

در حوادث بعد از کودتا، همیشه این تظاهرکنندگان بودند که با صورتهای پوشیده به خیابان می آمدند تا مبادا شناسایی شوند ولی شاهد هستیم که این قضیه صورتی عکس به خود گرفته. این بسیجی ها و لباس شخصی ها بودند که در 16 آذر از شناخته شدن وحشت داشتند.
من در اون روز به قصد پیوستن به دانشجویان دانشگاه اصفهان به درب ورودی این دانشگاه مراجعه کردم ولی بعلت نداشتن کارت از ورود باز ماندم. همینطور که در حاشیه دانشگاه در حال قدم زدن بودم چشمم به یک نوشته اعتراضی روی یکی از سطلهای زباله پیاده رو افتاد و با احتیاط گوشی موبایلم رو درآوردم و ازش عکس گرفتم غافل از اینکه روبروی من در اتومبیلی که کنار خیابان پارک کرده بود، چند لباس شخصی نشسته بودند. بعد از چند لحظه یک برادر ریشو زد روی شونم و گفت: "بفرمایید اونجا چند تا سوال ازتون داریم"، تا اومدم به خودم بیام یک نفر دیگه هم اون طرف من قرار گرفت و اشاره کرد بدون اینکه حرفی بزنی خیلی آروم با ما بیا. من که مضطرب شده بودم خیلی آروم بدون اینکه توجه اونا جلب بشه گوشی رو از جیبم درآوردم و عکسی که گرفته بودم پاک کردم. من رو بردند داخل یه 206 که دو نفر دیگه توش نشسته بودند و شروع کردند به سوال پرسیدن که کارت شناسایی داری؟ اینجا چیکار میکنی؟ از چی عکس گرفتی؟ و ... و گوشی موبایلم رو گرفتند. هرچی گشتند چیزی پیدا نکردند. فکر می کردند من از اونا داخل ماشین عکس گرفتم و میخوام عکسشون رو توی اینترنت پخش کنم. هرچی گفتند تو دوربینت رو به این طرف گرفته بودی و از یه چیزی عکس گرفتی، ما ازت فیلم گرفتیم مدرک داریم، من انکار کردم و آخر سر هم که چیزی پیدا نکردند گفتند اینجا نمون و برگرد خونه.
با این اتفاق به ترس وصف نشدنی لباس شخصی ها از شناخته شدن پی بردم. ترسی که تا آخرین روزی که این جنبش هست ادامه خواهد داشت. ترس اونها بارها و بارها از مردم بیشتره چون اگر شناخته بشن دیگه نمی تونن تو این جامعه زندگی کنن. حتی بعضا بین خانواده های خودشون هم جایی ندارند.

دیکتاتور بیچاره، جنبش ادامه داره

16 آذر اوج درماندگی یک حکومت را به چشم دیدیم. با وجود تمام تدابیر امنیتی و بگیر و ببندها باز هم قشر فرهیخته جامعه که پرچمدار حرکتهای مردمی بوده و هست، مخالفت خود با حکومت سانسور و خفقان را فریاد کرد. ترس حکومت تا آنجا بود که بیش از پیش و با تمام توان سعی در امنیتی کردن فضای جامعه و دانشگاه داشت و این یعنی باور رژیم به این مساله که جنبش سبز ماهیتی زوال ناپذیر دارد.
وعده داده بودند به دانشجویان در این روز گل هدیه می دهند ولی خدا می داند چه تعداد از گلهای این مرز و بوم را به اسارت بردند و چند گلهایی را پر پر کردند. این تازه اول بسم ا... است. اگر نام ایرانی بر روی ماست و اگر ماییم بچه های جنگ و موشکباران، پس بترسید از آن روزی که در برابر ما زانو خواهید زد و پاسخگوی جنایاتتان خواهید بود.
آن ستاره های قلابی که بر دوش شما سرداران پاپتی ست، مشتی نخ و پارچه بیش نیست. ستاره واقعی ماییم، سهراب ها و نداهایی که بیشماریم.

دستگیری مجدد آرش رهایی

در روزهای گذشته به منظور جلوگیری از تداوم اعتراضات مردمی، تعداد زیادی از فعالان و دانشجویان دانشگاه های سراسر کشور بازداشت شده و از وضعیت آنان خبری در دست نیست.
یکی از این دانشجویان آرش رهایی، دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی تبریز در مقطع کارشناسی مهندسی کامپیوتر_نرم افزار می باشد. آرش رهایی که جریان دستگیری وی در تجمع سراسری 13 آبان، روز دانش آموز، از طریق همین وبنوشت اطلاع رسانی گردیده بود، پس از آزادی بار دیگر در شامگاه 15 آذر ماه با مراجعه ماموران امنیتی به درب منزل بازداشت گردیده و تا کنون از وی خبری در دست نیست. نامبرده یکی از ده ها دانشجویی است که اخیرا در تبریز بازداشت شده اند.
***به امید آزادی تمام سبزاندیشان***